شهید سید محمد سعید جعفری

حوله را از روی صورتش كنار زد و گفت: «به وجود مقدس امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) تا به امروز یک ...

موضوع: مراقبت چشم

 

شبی که  آقا‌سعید در بامداد آن، شهید شدند دسته‌ی ما عملیات داشت. یکی دو ساعت به غروب مانده بود… سعید به من گفت : «تو الان در سِنّی قرار داری که در معرض نگاه حرام هستی. چشمانت را پاک نگهدار و از گناه دوری کن»

گفتم: «آقا سعید روزگار طوری نیست که بشود تقوا را آنطور که شما می‌گویید نگه داشت. صبح که از منزل بیرون می‌آئیم کسانی را می‌بینیم که حجابشان را درست رعایت نمی‌کنند»

آقا ‌سعید همانطور که سرش را با حوله خشک می‌کرد، پرسید: «سن شما بیشتر است یا من؟»

گفتم: شما.

حوله را از روی صورتش کنار زد و گفت: «به وجود مقدس امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) تا به امروزیک نگاه حرام نکرده‌ام»

این قسم بزرگترین قسم سعید بود و چنان این حرف را محکم زد که اشک در چشمانم حلقه بست…

راوی: سید شجاع الدین جعفری