شهید مجید قربانخانی حُر مدافعان حرم است

شهید مجید قربانخانی که به او لقب " ٌحر مدافعان حرم" دادند در سال 1394 در خان طومان سوریه، در حالی که شجاعانه تا آخرین نفس با تروریست های داعشی جنگید و مظلومانه به شهادت رسید. خبرنگار پایگاه خبری حیات در حاشیه دیدار رییس بنیاد شهید و امور ایثارگران با والدین معظم این شهید در هفته اول مرداد ماه به گفتگویی صمیمی نشست که مشروح آن را می خوانید.
زندگینامه شهید مجید قربانخانی
شهید «مجید قربان خانی» متولد ۳۰ مرداد ۱۳۶۹ و تک پسر خانواده است. مجید از کودکی دوست داشت برادر داشته باشد تا همبازی و شریک شیطنت‌هایش باشد؛ اما خدا در ۶ سالگی به او یک خواهر داد. خانم قربان‌خانی درباره به دنیا آمدن «عطیه» خواهر کوچک مجید می‌گوید: «مجید خیلی داداش دوست داشت. به بچه‌هایی هم که برادر داشتند خیلی حسودی می‌کرد و می‌گفت چرا من برادر ندارم. دختر دومم «عطیه» نهم مهرماه به دنیا آمد. مجید نمی‌دانست دختر است و علیرضا صدایش می‌کرد. ما هم به خاطر مجید علیرضا صدایش می‌کردیم؛ اما نمی‌شد که اسم پسر روی بچه بماند. شاید باورتان نشود. مجید وقتی فهمید بچه دختر است. دیگر مدرسه نرفت. همیشه هم به شوخی می‌گفت «عطیه» تو را از پرورشگاه آوردند. ولی خیلی باهم جور بودند حتی گاهی داداش صدایش می‌زد. آخرش هم‌کلاس اول نخواند. مجبور شدیم سال بعد دوباره او را کلاس اول بفرستیم. بشدت به من وابسته بود. طوری که از اول دبستان تا پایان اول دبیرستان با او به مدرسه رفتم و در حیاط می‌نشستم تا درس بخواند؛ اما از سال بعد گفتم مجید من واقعاً خجالت می‌کشم به مدرسه بیایم. همین شد که دیگر مدرسه را هم گذاشت و نرفت؛ اما ذهنش خیلی خوب بود. هیچ شماره‌ای درگوشی ذخیره نکرده بود. شماره هرکی را می‌خواست از حفظ می‌گرفت.»
وصیت نامه شهید مجید قربانخانی

بسم رب الشهدا و الصدیقین

سلام عرض میکنم خدمت تمام مردم ایران 

سلام میکنم به رهبر کبیر انقلاب و 

سلام عرض میکنم به خانواده عزیزم 

امیدوارم بعد از شهادتم ناراحتی نداشته باشید و از شما خواهش میکنم بعد از مرگم خوشحال باشید

که در راه اسلام و شیعیان به شهادت رسیدم.

صحبتم با حضرت 

 امام خامنه ای ,آقا جان گر صد بار دگر متولد شوم برای اسلام و مسلمین جان میدهم

واز رهبر انقلاب و بنیاد  شهدا و سپاه پاسداران و همین طوربسیج خواهشمند هستم که بعد از به شهادت رسیدن من ,هوای خانواده ام را داشته باشید.

والسلام و علیکم و الرحمه الله و برکاته

رقیه جان

بر سینه میزنم که مبادا درون آن 

غیر رقیه خانه کند عشق دیگری