عاشورایی که کمر شاه را شکست

۱۹ آذر سال ۱۳۵۷ شمسی همه ایرانی‌ها همین را می‌پرسیدند. روز تاسوعا بود؛ پهلوی از یک‌سو ایرانی‌ها را نظاره می‌کرد که چه خواهند کرد و حسین (ع) از سوی دیگرِ تاریخ، پیروانش را فرا‌می‌خواند.

پیش از تاسوعا صحبت از کشتار بزرگ بود. روزهای ابتدای محرم تظاهرات مردم سرکوب شده بود و همه فکر می‌کردند روز تاسوعا که شور تاسوعا غوغا می‌کند باید منتظر خون‌های تازه‌ای بود. پهلوی هم شور تاسوعا را می‌دانست و می‌دانست با پیروان امام حسین (ع) نمی‌تواند در بیفتد.

پس ‌از کلی بحث با فرماندهان ارتش قرار شد فقط اگر جمعیت به سمت شمال تهران و به سمت کاخ‌های شاه راه افتادند، فرمان آتش صادر شود. آن روز، روز عزاداری بود و روز تظاهرات و روز هشدار قاطع علیه سلطنت پهلوی. هنگام صبح میلیون ‌میلیون تهرانی‌ها بیرون ریختند و از خیابان‌های انقلاب و آزادی رفتند به سمت میدان آزادی. شعار دادند و در پیشگاه آن برادر باوفا، باوفاترین برادر تاریخ، شاه رسوا شد. آن روز معلوم شد شاه و طرفدارانش غلطی نمی‌توانند بکنند. ولی تاسوعا، عاشورا هم دارد.

 

رسیدند به میدان آزادی…

روز عاشورا در تهران، جمعیتی بزرگ‌تر به میدان آمدند و بزرگ‌ترین راه‌پیمایی علیه سلطنت تا آن زمان شکل گرفت. اوایل صبح دوباره جمعیت راه افتاد؛ میلیون‌ میلیون در تهران و هزار‌هزار در شهرهای بزرگ. صلات ظهر عاشورا زیر نگاه مستقیم خورشیدِ تاریخ رسیدند به میدان آزادی و تیغ کشیدند بر ستم. قطعنامه‌ای ۱۷ ماده‌ای خواندند که می‌گفت شاه باید برود و اسلام بیاید. جمعیت حاضر نیز پس از قرائت هر بند قطعنامه فریاد می‌زدند: «صحیح است، صحیح است».

 

آن خارجی در تهران!

آن روز که مردم، حرفشان را زدند و شاه پهلوی شنید، یک خارجی هم در تهران نشسته بود و می‌دید. «آنتونی پارسونز» سفیر انگلستان در ایران درباره آن روز نوشت: «راه‌پیمایی تاسوعا و عاشورا از نظر عظمت و انضباط و ‌یکپارچگی نمونه و بی‌سابقه بود. هر ۲ روز از ساعت ۹ صبح تا وقت ناهار من در پشت پنجره‌ اتاق خود صفوف راه‌پیمایانی را که از خیابان فردوسی می‌گذشتند، نظاره می‌کردم. در مدت ۳ تا ۴ ساعت عرض این خیابان و پیاده‌روها مملو از جمعیتی بود که برای پیوستن به صفوف سایر راهپیمایان در حرکت بودند و سیل جمعیت تا آن‌جایی که چشم کار می‌کرد، موج می‌زد. این خیابان فقط ‌یکی از مسیرهای راهپیمایی بود. بیشتر راهپیمایان کسبه و بازاریان و افراد متوسط و بسیاری از آن‌ها از زن و مرد خوش‌لباس و مرتب بودند… منظره‌ آن روز را هرگز فراموش نمی‌کنم.»

 

نتیجه رفراندوم

خیلی زود پیام امام (ره)هم رسید که اعلام فرمودند در ایران «پرچم توحید» به اهتزاز درآمده است؛ «این‌جانب با چشمی پر امید و دلی فشرده از محبت از هواداری شما ملت عزیز از هدف‌های بزرگ که سرنگونی رژیم شاه و برچیده شدن نظام شاهنشاهی و استقرار حکومت جمهوری اسلامی است، احساس غرور می‌کنم. شما در راه‌پیمایی‌های بزرگ سراسری ایران در روزهای تاسوعا و عاشورای سید مظلومان و امام فداکاران- علیه الصلاه و السلام- با آن بزرگوار تجدید عهد نمودید.»

نتیجه رفراندوم را هم امام (ره) به رسانه‌ها اعلام فرمودند تا در گوش جهانیان بپیچد:«تمام ملت رأى دادند که شاه نباید باشد و باید دنیا این معنى را بداند که شاه به‌هیچ‌وجه دیگر قانونیت ندارد. قبلاً هم نداشت ولى ملت، دیروز و امروز اعلام کردند، اعلام عمومى کردند که شاه باید برود و شاه را نمى‌خواهند.»

شام غریبان که رسید، دیگر کسی نمی‌پرسید چه خواهد شد. معلوم شده بود در رفراندوم عاشورایی ایران کمر طاغوت شکست.