نظریه بزرگان در مورد کودکان

بازی مهمترین عامل اجتماعی شدن کودک : کودک در هنگام بازی، درباره فرهنگ و اجتماع خویش، آگاهی کسب می کند و از این طریق خوب یا بد بودن اعمال خود و دیگران را می آموزد، زیرا بازی فعالیتی خشنود کننده است که کودک خودش آن را تنظیم و اجرا کرده و از آن طریق زندگی […]

بازی مهمترین عامل اجتماعی شدن کودک :
کودک در هنگام بازی، درباره فرهنگ و اجتماع خویش، آگاهی کسب می کند و از این طریق خوب یا بد بودن اعمال خود و دیگران را می آموزد، زیرا بازی فعالیتی خشنود کننده است که کودک خودش آن را تنظیم و اجرا کرده و از آن طریق زندگی را درک می کند.
دکتر بهروز بی رشک، روان شناس در گفتگو با خبرنگار ایکانیوز با بیان این مطلب افزود:
بیشتر مهارت های گفتاری، اجتماعی و شناختی را با بازی به کودک می آموزد.
بازی می تواند کاملاً طبیعی (مانند: دویدن، پریدن) ، یا فکری (مانند: حل کردن یک منها) و یا خلق اثری (مانند: نقاشی) باشد، بدین گونه بازی در همه جنبه های رشد از قبیل رشد شناختی، جسمی، عاطفی و اجتماعی بر رشد کودک اثر می گذارد.
وی گفت: اگر کودکی را در جریان بازی مشاهده کنید، می بینید که چگونه به طور جدی و باعلاقه در تلاش است، در هنگام بازی کودک فکر می کند، برنامه ریزی می کند و چیزهای تازه ای را
می آفریند. همان طور که از قوای بدنی خود استفاده می کند، قوای فکری خود را نیز به کار
می اندازد. بی رشک خاطر نشان کرد:
کودک تمام مدت بازی، در یک محیط ثمربخش به افزایش تجربه خود می پردازد.
بهروزی بی رشک اظهار داشت: یکی از علل رو به رو شدن فرزندان طبقات کم درآمد با مشکلات یادگیری پس از ورود به مدرسه، این است که این کودکان، کمتر بازی هایشان متنوع و پیچیده بوده است.
این روان شناس تصریح کرد: بازی ها در اجتماعی شدن کودک نقش مهمی دارند. در بازی ها، کودکان ارزش های جامعه را درک می کنند و مفاهیم همکاری، شکست، پیروزی و برتری طلبی را درک می کنند و رشد می یابند.
نظریه دانشمندان در مورد بازی :
۱ـ مارگارت لوون فلد در کتاب (بازی در کودکی) نکات خیل جالبی مطرح کرده است. که مجموعه جامعی از مشاهدات وی در مورد رشد بازی در کودکان می باشد. او همانند مربیان دیگر بیان می کند که بازی یک جنبه خارجی نزدیک جنبه داخلی تر دارد. از این رو برحسب اینکه روی فرم خارجی تر یا داخلی تر تأکید شود طبقه بندی بازی متفاوت خواهد بود.
لوون فلد بازی را به ۴ قسمت تقسیم می کند:
۱ـ بازی به عنوان فعالیت بدنی که اولیه ترین فرم بازی است.
۲ـ بازی به عنوان ادراک تجربه بدست آمده در سال های قبلی.
۳ـ بازی به عنوان نمایش تخیلات که به سختی رویاهای بازی را به عنوان ادراک درونی دنبال می کند و آن را همراهی می نماید: تجربه باعث تخیل می شود و تخیل، تجربه را تفسیر می کند.
۴ـ سرانجام بازی به عنوان ادراک محیط ، با هدف تبیین جهت گیری جدید.
(در سالهای ۵ و ۶ سالگی)
۲ـ سهم دیگری در مطالعه بازی در کودکی به روت گری فیتز۱ تعلق دارد. به باور وی بازی احتمالاً ممکن است به طور اتفاقی در خدمت مقاصد بیولوژیکی باشد. بازی دقیقاً به تخیل مربوط است. تجربه ذهنی تخیل به صورت بیان فعال بدواً در شکل بازی انجام می شود. بدین وسیله کودک یاد می گیرد. بر بیشتر موانع غلبه نماید و رابطه بهتری با محیط برقرار کند.
وی در تحقیق مشروح خود (افکار تصوری یا تخیلات کودکان ۵ ساله در لندن و بریسبان۲) بیان می کند که شیوه تفکر خاص کودکان کم سن تصویری۳ است.
نتایج کارش نشان می دهد که او می تواند از طریق مشاهده و به کمک تمرین است تصوری کودکان را ترغیب نماید که افکارشان را آزادانه با حرف و یا با عمل بیان نمایند و آن ها را قادر می سازد که رویاهای روزشان یا تخیلاتشان را به طوری منظم بیان شوند مطرح سازند. وی دلایلی ذکر می کند که از این حقیقت که «کنش تخیل۴ برای رشد عاطفشی و عقلانی
مهم می باشد.»
سوزان ایساکز می گوید: که بازی ارادی کودک شامل عناصر ضروری برای آموزش و پرورش در سال های اولیه کودکی است. گرچه مشکل است که در هر لحظه ای فرم فعالیت بازی را مشخص نمائیم. اما می توان گفت که بازی تعاملی از سه فرم فعالیت به شرح زیر است:
اولاً : بازی به کودک کمک می کند که از نظر بدنی مهارت ها و کنترل عضلانی تواناتر شود.
ثانیاً : بازی به دنیای فیزیکی اطراف کودکان مربوط می شود و آنان را وادار می کند که با طرح سؤالات متعدد نیروی استدلال خویش را توسعه بخشند و سرانجام بازی تخیلی که نه تنها وسایل ارضاء امیال ناکام شده کودک را فراهم می سازد و تنشهای درونی او را تسکین می دهد. بکله همچنین به کودک کمک می کند که روابط پدیده ها و اشیاء را در محیط خود بفهمند.
او درباره بازی تخیلی۱ یا بازی وانمودسازی۲ توضیح مفصلی می دهد تا اثبات نماید که بازی وسیله مهمی در رشد عقلانی کودکان کم سن می باشد. بازی به منزله پلی است که کودک از طریق آن می تواند به ارزش های سمبولیک محیط خود دسترسی یابد و برای بررسی ساخت واقعی ارزش ها و پیدا کردن راه موقت کار کردن فعال گردد.
پیاژه نخستین بازی را بازی تمرینی۳، دومی را بازی سمبولیک۴ و سومی را بازیهای با قاعده۵ نامگذاری کرده است. نخستین بازیهای که ظاهر می شوند بازی های تمرینی هستند که از مرحله حسی ـ حرکتی شروع به ظهور می کنند و در تمام مراحل دیگر نیز ممکن است دیده شوند. بازی های اولیه طفل از این نوع باشد و نیازی به تفکر ندارد.
دومین نوع بازی ها موسوم به بازیهای سمبولیک است که با بازیهای نوع اول تفاوت دارند و مستلزم تفکر می باشند و بر مقایسه ذهنی عنصری محسوس و عنصری تصویر دلالت می نماید. این بازی ها همچنین نشانگر تجلی وانمودسازی نیز می باشند.
به عنوان مثال: یک کودک جعبه ای را در مسیر هل می دهد و در این موقع جعبه را به عنوان یک ماشین تصور می نماید و در واقع جعبه سمبولی از ماشین می باشد.
بازی های سمبولیک می توانند فردی و یا اجتماعی باشند و اغلب مشکل است فردی و یا اجتماعی
بودن آن ها را تمیز دهیم. کودک کم سن می تواند کنار کودک دیگر، بدون بازی کردن با او بازی کند. یا از طرف دیگر، یک کودک ممکن است به تنهایی با همبازی تصوری خود به بازی بپردازد. ساخت بازی سمبولیک طوری است که کودک یا به طور فردی و یا اجتماعی به بازی
ادامه می دهد.
سومین نوع بازی، بازی ها با قاعده می باشند. این نوع بازی ها بر روابط اجتماعی دلالت می نمایند. قواعد بازی توسط گروه تعیین و تحمیل می شوند و از کودکی به کودکی دیگر منتقل می گردند و کودکان ناگزیر هستند از قواعد معینی تخلف ننمایند. محتوای بازی ممکن است تغییر نکند (برای نمونه توپ یا تعدادی تیله باشد.) اما ساخت بازی وقتی قواعد بر بازی اضافه شوند و پذیرفته گردند، تغییر می کند.
ممکن است این سه نوع بازی روی یکدیگر اثر متقابل داشته باشند. یک نوع بازی ضرورتاً جایگزین بازی دیگری نمی شود. اما ممکن است به صورت غالب جلوه نماید. به طور مثال:
در بیشتر بازی های سمبولیک ممکن است عنصری از بازی تمرینی مرحله حسی ـ حرکتی دیده شوند. مثل موردی که کودک به اطراف اتاق می دود و سروصدا راه می اندازد و می گوید:
«من یک هواپیما هستم» کودک در این حالت به طور سمبولیک بازی می نماید و بازی نوع دوم بازی غالب می باشد و در طبقه بندی سمبولیک جای می گیرد.
۳ـ طبقه بندی جالب دیگری با توجه به ساخت بازی توسط شارلوت بوهلر۱ ، انجام گرفت. بوهلر بازی کودک را در ۵ مرحله تقسیم بندی می نماید.
۱ـ بازی های کنشی (حسی ـ حرکتی)
۲ـ بازی های وانمودسازی
۳ـ بازی های انفعالی (نگاه کردن به تصویر یا شنیدن داستان ها و …)
۴ـ بازی های ساختمانی
۵ـ بازی های جمعی
در بیشتر موارد بازی های ۵ گانه بوهلر با مراحل بازی پیاژه مطابقت دارند و تنها در مورد
بازی های ساختمانی مطابقتی مشاهده نمی گردد.
شارلوت بوهلر نکات جالب توجهی ابراز می دارد و به نگرش کودک بر مواردی که با آنها بازی می کنند انتشار کرده است و می گوید: کودک ۶ ساله به قدر کافی در بازی پیشرفت کرده است و می تواند بر مواد مسلط شود و چیز جدیدی بسازد و می داند که می خواهد چه بسازد و به نحوی برای ساختن موضوع مورد تمایل، مشغول می گردد. این یک مرحله معین از رشد است و بایستی قبل از اینکه کودک آماده مدرسه رفتن شود، از آن گذر کند. تأثیر تجاربی که کودک در این مرحله می اندوزد در مدرسه مشخص می گردد.
مواردی را که کودک قبلاً برای بازی تخیلی نظیر استفاده از یک چرخ، بکار می برد، بعد از این مرحله از رشد، اغلب برای مقاصد بازی مورد استفاده قرار می دهد. تمام کودکانی که از نظر سلامت طبیعی هستند این میل برای ساختن برخی چیزها نشان می دهد و این نکته مورد نظر شارلوت بوهلر را تأیید می نماید.
لوون فلد می گوید: کودکان محروم از فرصت های مناسب برای بازی ساختمانی کودکانی هستند که از نظر تصور ساختمانی به طور ناقص رشد می کنند و تجراب لازم را نمی اندوزند.
نظریه های بعدی در مورد گزل است. او در کتاب «کودک از ۵ تا ۱۰ سالگی» یک فصل را به بازی و سرگرمی اختصاص داده است که به چند نکته اشاره می کنیم.
گزل علایق کلی کودکان را به بازی بیان می کند و به بازی به عنوان تمرین مقدماتی فعالیت های جدی بزرگسالی می نگرد. او می گوید: کودک در بازی تمرکز شدیدی خواهد داشت و از این تمرکز رضایت خاطر عاطفی زیادی نصیب او خواهد گشت.
عمیقاً به نظر می رسد که بازی جذاب برای رشد ذهنی کودک ضرورت دارد. گزل همچنین ادعا می کند که کودکان باهوش ممکن است سن عقلی بالایی نشان دهند اما در بازی های دلخواه، به احتمال زیاد مطابق سن تقویمی خود بازی می کنند. او توانست خطر سرگرم شدن کودک را بوسیله رادیو، فیلم و تلویزیون پیش بینی کند و ادعا کرد که با این سرگرمی ها کودکان از زمان کافی و فضای مناسب برای بازی های دلخواه خود به خودی محروم می شوند. بازی از یک منطق مبتنی بر رشد برخوردار است که ضروراً با تصدیق بلاتصور ما جور درنمی آید.
هلن پارک هورست۱ در کتابش «جستجوی دنیای کودک» روشی را تشریح می دهد که به وسیله آن می توان کودکان را یاری نمود تا درباره خودشان و مشکلاتشان صحبت کنند. نامبرده صحبت های کودکان را ضبط کرده و سپس از آن ها به عنوان برنامه رادیوئی معروف به دنیای کودک استفاده می نمود. در این برنامه موضوعات متعددی مورد بحث قرار می گرفت که در میان این موضوعات بخشی نیز درباره ی همراهان تخیلی کودکان وجود داشت. به نظر می رسد همراهان تخیلی کودک بایستی شخص، حیوانات یا حتی یک شیء باشد. این همراهان از طریق تجربه کودک ساخته می شوند و بدین وسیله کودکان آرزوها و رویاهایشان را بیان می کنند. همراه دارای شخصیتی است که کودک دوتس دارد. مثل آن باشد و آرزوها و نیازها خود را به کمک آن برآورده سازد و در نتیجه گیری پایان فصل کتابش، درباره ی این موضوع جذاب
می گوید: «تصور کودک موجب لذت وسیله ابراز احساسات است.» والدین بایستی به جای نگرانی، احساس شادی کنند که کودک دارای این قدرت خلاق است و این تخیلات کودک بایستی به عنوان گنجینه ذهنی و منبع غنی زندگی بنگرند.